5ـ هوش موسیقایی: ظرفیت تفکر در حیطه ی موسیقی نظیر حساسیت نسبت به صداها و ضرباهنگ های محیط زندگی، درک الگوهای موسیقایی، تشخیص اصوات و ساختن موسیقی است. این نوع هوش در موسیقی دانان و نوازندگان بیشتر دیده می شود.

  7ـ هوش میان فردی( اجتماعی): توانایی درک احساسات و حالات روحی دیگران که مستلزم حالات چهره، صداها،

  8ـ هوش طبیعت گرا: مهارت در شناخت و طبقه بندی گونه های مختلف ـ گیاهان و جانوران و محیط فردی یا سایر پدیده ها مثل تشکیل ابرها و کوه ها و توانایی تشخیص دادن موجودات زنده است.

      بخشی از هوش، جنبه ی زیستی و وراثتی دارد؛ بخشی از آن اکتسابی است و به تجربیات والدین و مربیان، زمان و مکان تولد، پرورش فردی و اوضاع محیط وابسته است. همه ی افراد از همه ی مقوله های هوشی بهره مندند. اگر فرد از آموزش، تشویق و استغنای محیطی کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود هر یک از مقوله های هوشی خود را تا سطح بالایی از عملکرد، توسعه دهد. مقوله های هوشی از طریق شرکت در فعالیت های فرهنگی ارزشمند، به تحرک واداشته می شوند و توسعه می یابند.

     در فرآیند تولید هنری، احساس، عواطف و اندیشه توأم می شوند و حاصل همراهی آنها با ابزار و مواد موردنیاز، محصول هنری است که فرد تولید می کند. برداشت های حسی فرد، در ارتباط او با طبیعت و محیط اطراف او شکل می گیرند؛ یعنی، در این جا فرد از هوش طبیعت گرا بهره می برد. افراد در نقاشی و کاردستی که با اندازه ها و تناسبات در فضاهای دوبعدی و سه بعدی سر و کار دارند، بیشتر، از هوش فضایی استفاده می کنند؛ در تربیت شنوایی، بیشتر از هوش موسیقایی بهره مند می شوند و در قصه و نمایش، بیشتر از هوش زبانی و حرکتی ـ جسمانی استفاده می کنند. برای یافتن قالب بیان هنری، لازم است فرد با خود کنار بیاید و به سؤال های خودش ـ چرا، به چه وسیله و چگونه ـ پاسخ گوید. وقتی شخص اثر هنری خود را ارائه می دهد و آن را در معرض دید و قضاوت دیگران می گذارد یا خود، آن را برای دیگران توضیح می دهد و توضیحات دیگران را درباره ی کار خود می شنود و برای بهبود کارش می اندیشد، هوش های درون فردی و برون فردی او بیشتر مطرح می شود.

   ارتباط با طبیعت و مشاهده ی پدیده هائی که هنرمندانه در کنار هم قرار گرفته اند و جلوه های زیبای این مجموعه، انسان را به حدی از کمال می رساند که در عین مشاهده ی کثرت، به یگانگی حسن و جمال مطلق رهنمون می شود.

    دانش آموزان دوره ی ابتدایی از آنجا که به فطرت الهی خود نزدیک ترند، این صفات را بهتر بروز می دهند و چیزهای زیباتر و جذاب تری می آفرینند. آنها با مشاهده ی محیط اطراف خود، شنیدن فصه ها و ... دنیایی را در خیال خود می سازند. فعالیت های هنری برای نشان دادن این دنیای خیالی، فرصت مناسبی است.

    از آنجا که یکی از اهداف غایی آموزش و پرورش ایران « تربیت انسان موحد » است ( شورای عالی آموزش و پرورش، 1379) و انسان ها در عین تفاوت های فردی، فطرتی واحد دارند، درس هنر در مدرسه نیز باید به گونه ای ارائه شود که فطرت پاک کودکان را به خوبی نمایان سازد و خصلت های نیک و فضائل آنها را توسعه دهد.

    فعالیت های هنری علاوه بر این که اساس توسعه ی فردی و رشد متعادل شخصیت ( شناختی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی) هستند، دانش آموزان را در برقراری ارتباط و کنترل عواطف خود توانا می سازند. فعالیت های هنری، قلب و ذهن را پرورش می دهند، قدرت یادگیری و حافظه را تقویت می کنند و دانش آموزان را قادر می سازند تا در فرصت های مختلف یادگیری، شناخت و تجارب مفید خود را در کنار هم قرار دهند، سازمان دهی کنند و به فهم و درک کامل تری نائل آیند. فعالیت های هنری زمینه ی مناسبی برای تجربه ی موفق در فرآیند کار هستند. از اینرو، فرد با آگاهی از توانایی های خود، به اعتماد به نفس بیشتری دست می یابد و این نیز می تواند زمینه ی تلاش بیشتر و موفقیت در امور دیگر را فراهم آورد. این ها کارکرد ها و نقش های اولیه ی فعالیت های هنری هستند که در صورت بهادادن به درس هنر و اجرای برنامه در ساعت مختص به آن، اتفاق می افتند.

[1] دانش آموزان در اختیار معلم قرار می دهد. معلم با طراحی آموزشی مناسب برای ساعت درس هنر، می تواند از قابلیت های مختلف این درس بهره گیرد.

     در دوره ی ابتدایی، فقط یک معلم آموزش همه ی درس ها را برعهده دارد. پس، لازم است که او توانایی آموزش دادن همه ی درس ها را داشته باشد و آموزش مفاهیم و مهارت های درس های مختلف را در طول سال تحصیلی به گونه ای سامان دهد که دانش آموزان نگرش ها و تجربه های موردنیاز برای زندگی را به دست آورند.

    فصل دوم : آشنایی با برنامه ی درسی هنر دوره ی ابتدایی

   رویکرد[2] برنامه ی درسی هنر

    به جرئت می توان گفت که همه ی کودکان فعالیت های هنری را دوست دارند. آنها در این گونه فعالیت ها و هنگام انجام دادن کارهای عملی، طراحی، ساختن، شکست و پیروزی را تجربه می کنند. به این ترتیب، زمینه ای برای بروز خلاقیت و احساسات آنها فراهم می شود.

    ما برای پرورش این ذوق و خلاقیت و ایجاد فرصت هایی برای بروز انگیزش سازندگی، بیان احساسات و خیال کودکانه، شناخت زیبایی ها و ارتباط با آثار هنری گذشته و حال، شیوه ای را در آموزش هنر انتخاب کرده ایم که با عنوان « تربیت هنری » معرفی می شود.

  ضرورت و اهمیت تربیت هنری را از نظر ابعاد و نتایج آموزشی، می توان تبیین و تشریح کرد. « هرچند بعضی از صاحبنظران مانند آیزنر و برودی معتقدند که هنر نه به خاطر نقش و کمکی که به افزایش نمره های دروس دیگر می نماید بلکه به اعتبار این که اساساً معرف یکی از اشکال اساسی تجربه ی انسانی می باشد، باید مورد توجه و مطالعه قرار گیرد؛ با وجود این، نمی توان نقش و تأثیر مثبت و سازنده ی تربیت هنری را در بهبود یادگیری سایر حوزه های محتوایی، مقوله ای کم اهمیت یا قابل چشم پوشی جلوه داد. در واقع، دانش آموزانی که به فعالیت های هنری اشتغال دارند، از موفقیت و پیشرفت تحصیلی و آموزشی بیشتر و بالاتری برخوردارند.

    توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان و سطح رشد هر یک از آنان، یکی از ویژگی های تربیت هنری است که شیوه ی برخورد با دانش آموزان را تبیین می کند. این گونه است که انگیزه های درونی کودکان برای فعالیت هنری افزایش می یابد. این انگیزه ها را باید تشویق کرد تا آنها به میل خود به انجام دادن فعالیت های هنری بپردازند. تربیت هنری علاوه بر ابعاد روحی، عاطفی و روانی، از منظر آموزشی و تربیتی هم مورد توجه است. در تعریف و تبیین آنچه « تربیت هنری » نامیده می شود، ابعادی مانند رشد خلاقیت دانش آموزان، ادراک حسی عمیق و دقیق نسبت به پدیده های هنری، پرورش حواس مختلف و به کارگیری آنها، کسب آگاهی غنی و رشد یابنده از تجارب بصری، ساخت و آفرینش پدیده های هنری، شناخت و ارزش گذاری نقادانه ی اشکال نمادین بصری، کسب مهارتهای مربوط به تجلی و ابراز هنرمندانه، شناخت و فهم تاریخی ـ فرهنگی، افزایش حساسیت دانش آموز نسبت به ویژگی ها و ابعاد زیباشناختی پدیده های مختلف و دقت و توجه به طبیعت و عناصر موجود در آن، مورد نظر و تأکید است.

   آنچه که در مباحث مربوط به تربیت هنری نیز مطرح می شود، ایجاد شرایط لازم برای رشد خلاقیت و تخیل کودکان و آشنا کردن آنها با شیوه های بیانی و ابراز هنرمندانه، طراحی و اجرای هنری، کسب آگاهی از هنر و تاریخ آن و قدردانی از هنرمندان و آثار هنری و ارزشمند شمردن آنهاست.

 

    « تربیت هنری » را به پنج موضوع کلی می توان تفکیک کرد که عبارتند از :

    اینگونه است که همه ی هنرها، کمال خود را از یک زیبایی آرمانی می گیرند؛ این زیبایی از آنچه در طبیعت یافت می شود، بالاتر است یک شیء تا زمانی که نوعی نظم، انسجام ، تقارن، توازن، هماهنگی و تناسب بین اجزاء آن نباشد و در پدید آمدن آن، حساب، دقت و ملاحظات ظریفی انجام نگرفته باشد، زیبا به نظر نمی آید.

    در طبیعت، هزاران نوع زیبایی وجود دارد. شاید گروهی از افراد، فقط از گل، بوی خوش را درک کنند؛ در صورتی که کسانی که چشمشان زیبایی را درک می کند، زیبایی گل را بیش از بوی خوش آن درک می کنند و برای آن اهمیت بیشتری قائل اند. ما در طبیعت محسوس با هزاران نوع زیبایی روبه رو هستیم؛ زیبایی گلها، درختها، کوه ها، آسمانی که بالای سر ماست، سپیده دم، طلوع آفتاب، شفق و...

    2ـ ارتباط با طبیعت : طبیعت با همه ی اجزاء و در همه ی نشانه هایش زیباست، طبیعت برای همه زیباست. کودک، جوان و پیر، روستایی و شهری، عالم و هنرمند و ... همه و همه، طبیعت را دوست دارند و آن را در نهایت کمال، می شناسند.

      آمیختگی با طبیعت و تأثیرپذیری از آن، در زندگی و آثار انسان هویداست. ساخته های بشری از آغاز تاکنون از طبیعت الهام گرفته اند. انسان با دقت در محیط پیرامون خود، به نکات و ظرایفی دست یافته و توانسته است به اختراعات و ابداعات تازه ای دست یابد. پس، توجه به طبیعت و دقت در مشاهده ی[3] آن و دیدن آنچه در اطراف ماست، بر یادگیری و تجربه های ما تأثیر بسیار مهمی دارد.

    در طبیعت، قرار گرفتن عوامل بصری در کنار یکدیگر زیبایی می آفریند. وجود وزن یا ریتم ( مانند حرکت شب و روز، ضربان قلب و ... )، تنوع در گونه ها ( مانند انواع برگ ها، پرندگان و...)، تضاد ( مانند نور با تاریکی و...)، بافت ( مانند زبری، نرمی و...)، تناسب ( مانند کوچکی و بزرگی اندازه ها و... )، شکل ( مانند دایره و... )، ترکیب (مانند قرار گرفتن چند جزء در کنار هم و ساختن یک کل و... )، تناسب و هماهنگی مانند رابطه ی جزء با کل در یک شکل یا نقش و تقارن ( مانند تکرار یک نقش و... )، از نشانه های زیبایی در طبیعت است.

  3ـ آشنایی با تاریخ هنر: در جریان تربیت هنری، کودکان با فرهنگ و هنر ایرانی آشنا می شوند. آنها آثار هنری و تاریخی و نیزآداب و رسوم و سنت های پسندیدة کشور خود را در قالب آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران می شناسند.

   آثار به جامانده از گذشتگان، ارزش های فرهنگی و هنری بسیاری دارند. این آثار در رشد و تعالی حیات امروز و فردای انسان مفید و مؤثرند؛ انسان ساز و عبرت آموزند و « میراث فرهنگی » نامیده می شوند.

    به همین علت، بایدکودکان با انواع هنرهای مرتبط با ادبیات از جمله شعر و قصه آشنا شوند، چگونگی برقراری ارتباط با ادبیات و الهام گرفتن از آن را در تلفیق رشته های هنری چون نقاشی برای قصه، داستان، شعر و... نمایش، یاد بگیرند و به ایده ها و تولید آثار هنری دست یابند.

   4ـ تولید محصول هنری : کودکان، تخیلات ( دنیای خیال ) خود را با استفاده از ابزار و مواد گوناگون به صورت اثر هنری ارائه می کنند. آنها در فرآیند فعالیت هنری، راههای مناسب تری را کشف می کنند و علاوه بر عرضه ی محصولی تازه، به بیان هنری نیز دست می یابند، بدین ترتیب، بین ابزار، اشیا، تفکرات، احساسات و تخیلات خود ارتباطی تازه برقرار می سازند و به پدیده ها و اشیای پیرامون خود، نگاهی متفاوت پیدا می کنند. اینگونه است که کودک با انواع صورتهای خیالی دیداری، شنیداری و... خیال پردازی می کند و با ابتکار خود، به ابداع و خلق آثار تازه ای دست می زند.

     زندگی کودکان بین واقعیت و خیال نوسان دارد. نقش تخیل را در حرف ها، بازی ها، نقاشی ها و حتی کاردستی های آنها به خوبی می توان دید. این تخیلات که بیانگر نیازها، تمایلات و آرزوها، مشکلات و ناکامی های کودکان است، در بروز خلاقیت های آنان و کاهش برخی مشکلاتشان نقش مؤثری دارد.

    در تربیت هنری، کودکان با ابزار و مواد رشته های هنری آشنا می شوند و شیوه های مقدماتی کاربرد آنها را می آموزند. سپس، در مسیری قرار می گیرند که به کمک تخیل، احساس و تفکر خود، موضوع، ابزار، مواد و شیوه ای را انتخاب کرده و مطابق ذوق و سلیقه ی خود، طی فرآیندی اثر هنری را تولید می کنند اما نباید انتظار داشت که همیشه این فرآیند به تولید و ارائه ی یک محصول نهایی ختم شود. بنابراین، به منظور ایجاد فرصت برای بروز خلاقیت در کودکان، باید آنها را در یافتن راه مناسب بیان هنری آزاد گذاشت و از دادن الگوها، نقش ها، رنگ ها و حرکت های از پیش تعیین شده، اجتناب کرد.

    نقد در اصطلاح ادبی، فنی است که به توصیف و تجزیه و تحلیل آثار ادبی و هنری و سنجش جنبه های کمی و کیفی و ماهوی آنها می پردازد. هدف نهایی نقد، داوری کردن یا دادن معیارهایی برای داوری است. منتقد، علاوه بر سنجش ارزش ها و عیب های اثر، نکته های نهفته و ناگفته ی آن اثر را بیان می کند و توضیح می دهد و از این نظر، در پرورش ذوق و سلیقه ی هنر دوست یا خواننده، مؤثر است. بنابر آنچه گفته شد، توصیف و توضیح فعالیت هنری انجام شده یا محصول ارائه شده در این برنامه بسیار مورد توجه بـوده است. دانش آموز فعالیت هنری یا محصول ارائه شده را توضیح می دهد و معلم می تواند در بیان موضوع به او کمک کند. توصیف موضوع و داستان کار عملی و نیز شیوه ی اجرای آن توسط دانش آموز، مهمترین بخش از وارد شدن به حوزه ی نقد هنری است. البته مسئله ی مهم این است که بیش از هر چیز، نکته های مثبت و پسندیده ی فعالیتها و آثار هنری دانش آموزان مورد تشویق قرار گیرد.          

     اصول برنامه ی درسی هنر

  1ـ برخورداری درس هنر از جایگاهی مستقل و تعریف شده؛ درس هنر، در ردیف هفتم جدول مواد درسی دوره ی ابتدایی قرار گرفته است. به این اعتبار، در پایه اول و دوم ، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم، چهارم و پنجم، هفته ای یک و نیم ساعت اجرا می شود

 

 

 

 

 

   2ـ جامعیت محتوایی: درس هنر از تنوع رشته های هنری برخوردار است. در این درس، رشته های نقاشی، کاردستی، تربیت شنوایی، قصه و نمایش در کنار هم قرار گرفته اند. این رشته ها علاوه بر داشتن عناصر مشترکی چون زیبایی، هر یک مبانی، زبان و کارکردهای ویژه ی خود را دارند. انتخاب و سازماندهی فعالیت های هنری به گونه ای است که زمینه ی مساعدی را برای تجربه های مستقیم و دست اوّل در هر رشته و بهره گیری از مواهب و آثار آن، با در نظر گرفتن تفاوت های فردی و محیطی دانش آموزان فراهم می آورد و دانش آموزان را ضمن انجام دادن فعالیت های مربوط به هر رشته، با میراث فرهنگی و هنری خود آشنا کند.

   از آن جا که رویکرد این برنامه ی درسی « تربیت هنری » است، بچه ها با کسب تجربه های آن می توانند هنرمندانه زندگی کردن را یاد بگیرند. در درس هنر، بخش هایی به عنوان فعالیت های یادگیری تنظیم شده است. اجرای مو به موی همه ی فعالیتها در هیچ جا اجباری نیست. معلم، امکانات، وسایل، ابزار و مواد در دسترس، خواسته ها و توانایی های دانش آموزان و فضای کلاس و مدرسه را می شناسد. پس، با نگاهی دقیق به تعدد و تنوع رشته ها، فعالیتهای یادگیری، کارکردها و نقش اولیه ی فعالیتهای هنری، با در نظر داشتن رویکرد برنامه، حفظ اصول و برای رسیدن به اهداف آن، طراحی آموزشی هر جلسه ی درس خود را انجام می دهد.

   4ـ کودک محوری: دانش آموزان به طور فطری فعال و جستجوگرند. وقتی شرایطی ایجاد می شود که آنها می توانند فعال بودن خود را بروز دهند، یعنی بپرسند، کنجکاو باشند، مشاهده کنند، کشف کنند، به مشکل گشایی بپردازند، حس کنند، خیال کنند، بیندیشند، خلق کنند و با یکدیگر بحث و تبادل نظر کنند، در واقع فرصت یافته اند که توانایی های طبیعی خود را در فعالیت های متنوع یادگیری شکوفا سازند. برنامه ی درسی هنر بر « فعالیت دانش آموزان» تمرکز دارد. معلم شرایطی فراهم می آورد تا دانش آموزان توانایی های حسی ـ حرکتی و قدرت تخیل و تفکر خود را طی فرآیند فعالیت و ارائه ی یک محصول هنری بیان کنند و ارتقا بخشند. معلم با دقت در گفتگوی خود با دانش آموزان و مشاهده ی رفتار آنان در کلاس، از علائق، تمایلات و تجربه هایشان آگاه می شود و در می یابد که هریک از آنان، چگونه مفاهیم را یاد می گیرند و مهارت ها را کسب می کنند؛ در نتیجه، او خواهد توانست برای هر جلسه ی درس هنر برنامه ای روشن و واضح، متناسب با دانش آموزان خود طراحی و اجرا کند؛ به طوری که آنان قادر به انجام دادن آن باشند و احساس آزادی و حق انتخاب خود را در آن تجربه کنند. معلم در جریان اجرای برنامه، بر کار دانش آموزان نظارت کرده و در موارد ضروری آنها را راهنمایی می کند. این راهنمایی ها بیشتر در مورد ابزار و مواد مورد نیاز برای فعالیت های هنری و روش های استفاده از آنهاست. به مرور زمان ، دانش آموزان در کاربردها مهارت پیدا می کنند و در حد خود به نگرش هنری دست می یابند و این همه را در تولید آثار هنری خود به نمایش می گذارند.

   برای تشویق بیشتر دانش آموزان، لازم است معلم به تناسب، کارهایی را که آنان انجام داده اند، در کلاس و راهروی مدرسه در معرض دید دیگران قرار دهد و مرتب آنها را عوض کند تا همه بتوانند این آثار هنری را ببینند.

    خلاقیت را تولید یک ایده یا محصولی نو تعریف کرده اند. چیزی که تاکنون از نظر فرد پنهان بوده، ولی با اشراف بر قوانین هستی، آن را کشف کرده است. عناصر خلاقیت نیز دو گونه اند؛ برخی از آنها ژنتیکی و برخی اکتسابی یا محیطی و اجتماعی اند. کودکان در سنین مختلف انواع متفاوتی از رفتارهای خلاق را نشان می دهند اما به طور کلی، می توان گفت فضایی که کودکان در آن خلاقیت خود را بروز می دهند و میزان خلاقیتی که از خود نشان می دهند، به آموزش، تجربه و سطح پرورش فکری و جسمی آنها بستگی دارد.

   ـ توانایی ها : لازم است دانش آموز توانایی های ذهنی و جسمی مورد نیاز برای شرکت در فعالیت های هنری را داشته باشد. رشد شناختی او باید به مرحله ای رسیده باشد که بفهمد چه کاری می خواهد انجام دهد و رشد جسمی او به اندازه ای باشد که بتواند هماهنگی های حسی و حرکتی را بین ذهن و چشم و دیگر اندام های خود برقرار کند و آنچه را می خواهد، انجام دهد؛ برای مثال ، بتواند آنچه را در ذهن دارد با مواد رنگی روی کاغذ نقاشی کند و به دیگران ارائه دهد.

    معلم می تواند انگیزه ی درونی دانش آموز را با تشویق های مناسب در فرآیند کار، پایان کار و هنگام ارائه ی محصول، تقویت کند.

    مثلاً، دانش آموز برای ساختن یک شیء یا گل سفالگری، پس از لمس کردن گل و بازی با آن، قابلیت های آن را می شناسد و درمی یابد که چه کارهایی با آن می تواند انجام دهد. دانش آموز کار خود را شروع می کند و معلم در فرآیند فعالیت، او را هدایت می کند