پویایی‌های سیستم (ساختار بازخورد مثبت و منفی) 

ساختار بازخورد مثبت:

در فرآیند بازخورد مثبت، متغیر موجب تقویت رشد یا اضمحلال آن فرآیند می‌شود. این ساختار، فرآیند را به گونه‌ای سازماندهی کرده است که تغییری در یک عنصر آن در حلقه بسته، تغییری بیشتر در همان جهت به صورت مستمر به وجود آورد. در حالت مدل با بازخورد مثبت، نرخ با تناسب مستقیم، با حالت ارتباط می‌یابد. رشد نمایی متداول‌ترین وضعیت رفتار نرخ و حالت است (حمیدی‌زاده، 1379).

حلقه بازخورد مثبت نشانگر فرآیندهای مشخصی هستند که در آن‌ها وجود یک سیستم خود فشار تجدیدشونده، باعث رشد نمایی سیستم پویا به صورت افزایشی یا کاهشی می‌شود؛ به عبارت دیگر، در این فرآیندها تغییرات (کاهشی یا افزایشی) ایجادشده در سیستم، به تدریج باعث تشدید انحراف سیستم پویا از حالت تعادلی می‌شود (زراء نژاد و تیموری اصل، 1390).

در مجموع، ساختار بازخورد مثبت بیانگر این است که افزايش(کاهش) در يک متغير، بعد از يک تأخيرباعث افزايش(کاهش) همان متغير مي‌شود. پیتر سنگه رقابت تسلیحاتی را به عنوان مثالی بارز از تفکر سیستماتیک ذکر می‌کند. رقابت تسلیحاتی آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد، از ساختار بازخورد مثبت تبعیت می‌کند. دیدگاه سیستمی، نتیجه چنین مسابقه‌ای را، افزایش تنش و تهدید نشان می‌دهد. هر یک از طرفین بنا به ادراک خود از وقایع و در جهت تحصیل منافع کوتاه مدت خود، عمل می‌نمایند. غافل از این‌که این اقدامات در درازمدت نتیجه ای کاملا مغایر و مخالف با اهداف کوتاه مدت ببار می‌آورد. بنابراین مانند بسیاری از موارد سیستماتیک دیگر، انجام اعمالی که به ظاهر کاملا بدیهی و ضروری می‌رسند، الزاماً منتج به نتایج مورد نظر و بدیهی نمی‌گردد. در مثال فوق، تلاش طرفین برای افزایش امنیت خود، منجر به ناامنی وسیعی گردید.

ساختار بازخورد منفی

بازخورد منفی، مشخصه رفتارهای هدف‌‌گرا است. اصطلاحاتی از قبیل خودگردان، خودتنظیم، خودتعادل و انطباق‌پذیر، عموماً با توجیه در جهت هدفی مشخص، سیستم‌های بازخورد منفی را تعریف می‌کنند. ترموستات با نظام کنترل درونی خود، یک سیستم معمول خودگردانی است. سیستم ترموستات درصدد حفظ درجه حرارت مورد انتظاری است که از پیش تعیین شده است. واحد تصمیم‌گیر اتاق ترموستات است که تفاوت بین درجه حرارت واقعی و موردانتظار را تنظیم و کنترل می‌کند. افزایش حرارت، نهایتاً دمای اتاق را تا سطح موردنظر بالا می‌برد. آنگاه ترموستات به‌طور خودکار بخاری را خاموش می‌کند. عملکرد این سیستم معمولاً در کنترل درجه حرارت اجاق گاز، چشم الکترونیکی دوربین‌ها، خلبان اتوماتیک هواپیما و کنترل سرعت موتورها یکسان است. این سیستم‌ها که در رشته مهندسی کنترل تدوین شده‌اند هریک درصدد حفظ هدف خاص هستند. بنابراین، مفهوم کنترل فی‌نفسه متضمن هدایت یک هدف هواهد بود (حمیدی‌زاده، 1379).

به بیان مختصر، ساختار بازخورد منفی بیانگر این است که افزايش(کاهش) در يک متغير، بعد از يک تأخير باعث کاهش (افزايش) همان متغير مي‌شود. بازخورد منفي موجب ظهور رفتار هدف‌جويي مي‌گردد. در سيستم‌هاي ساده، رفتار هدف‌جويي، مجانبي خواهد بود اما در سيستم‌های پیچیده‌تر، نوساني است.

حلقه‌های بازخورد منفی فرآیندهایی را نشان می‌دهند که در آن‌ها سیستم به تدریج به سوی مقدار معینی میل می‌کند. در این فرآیندها معمولاً شرایط ایده‌آل و شرایط موجود سیستم از هم متمایز هستند. تمایز شرایط ایده‌آل و شرایط موجود باعث می‌شود که حلقه‌های منفی فعال‌شده، سیستم را در جهت رسیدن به شرایط ایده‌آل هدایت کنند؛ یعنی هر فرآیندی که دارای حلقه‌های بازخورد باشد، از مکانیزم خود تصحیح کننده‌ای برخوردار است که سیستم را به سوی ثبات و پایداری به پیش می‌برد. البته، حلقه‌های بازخورد منفی ممکن است که منجر به ایجاد شرایط ناپایدار نیز شوند. این وضعیت هنگامی اتفاق می‌افتد که عمل بازخورد منفی (که در واقع، وظیفه تصحیح‌کننده سیستم را برعهده دارند) با تأخیر انجام گیرد و سیستم در زمان مناسب به جایگاه خود باز نگردد. کندی بازخورد منفی سبب می‌گردد که چرخه‌هایی با ابعاد بسیار زیاد یا ابعاد بسیار کم به وجود آید. اگر سیستمی که بازخورد منفی آن با تأخیر عمل می‌کند، با یک یا چند فرآیند با بازخورد مثبت مواجه شود. در آن صورت ناپایداری این سیستم وخیم‌تر می‌گردد و الگوهای شگرفی (انحرافات شدید از نقطه ایده‌آل سیستم) ایجاد می‌شوند؛ زیرا فشار زیادی که درون حلقه بازخورد مثبت وجود دارد، نیروهای عدم تعادل حلقه‌های بازخورد منفی را قوی‌تر کرده، وضعیت ناپایداری و عدم تعادل آن را پیچیده‌تر می‌کند (زراء نژاد و تیموری اصل، 1390).

سیستم سایبرنتیک نوعی مدل پویا از فرآیند کنترل ارایه می‌کند. در سایبرنتیک، وضعیت فعلی سیستم با وضعیت مطلوب سیستم مقایسه و هرگونه اختلافات مابه‌التفاوت بین آن دو تغییر یا تعدیل می‌شود. براساس استعاره سایبرنتیک، فرآیندهای کنترل سازمانی مانند ترموستات برای درک و تشخیص تفاوت بین سطوح فعلی و مطلوب عملکرد و انجام اصلاحات در زمان مشخص شدن تفاوت، طراحی می‌شوند. سیستم‌های کنترلی با سیستم هدف سازمانی گره می‌خورند و ضمن حمایت از افراد و واحدها برای حرکت در جهت‌های تعریف شده به وسیله‌ی استراتژی، آن‌ها را مورد تشویق قرار می‌دهند (هچ، 1387).

بیرن بائوم (1382) مفهوم سایبرنتیک را به گونه‌ای وارد مبحث مدیریت دانشگاهی نموده است. او اساساً معتقد است که شیوه مدیریت و سازمان‌دهی فعالیت‌های دانشگاه‌ها به پنج دسته اصلی طبقه‌بندی شده‌اند:

1.      الگوی مشارکتی: تقسیم قدرت و ارزش‌ها در جامعه افراد برابر

2.      الگوی بوروکراتیک: ساختار و تصمیم‌گیری عقلایی

3.      الگوی سیاسی: رقابت بر سر قدرت و منابع

4.      الگوی هرج و مرج طلب: معنایابی در اجتماعی از بازیگران خودمختار

5.      الگوی سایبرنتیک: هدایت از طریق نظارت بر خود

بیرن بائوم بر این باور است که سازماندهی موثر فعالیت‌های دانشگاه‌ها به دلیل برخورداری از نظام اجتماعی پیچیده، با تکیه بر نظارت‌های سایبرنتیک امکان‌پذیر است. بدین معنی که سازوکارهای خوداصلاحی بر کارکردهای سازمانی نظارت دارند؛ در نتیجه نه تنها فرد به عنوان تصمیم‌گیرنده نهایی، در این سیستم عمل نمی‌کند بلکه فعالیت‌های مستمری برای اصلاح بخش‌های مختلف دانشگاه صورت می‌پذیرد.

بیرن بائوم (1382) ویژگی‌هایی برای الگوی سایبرنتیک مطرح می‌کند که در قالب شش مولف اصلی به شرح زیر خلاصه می‌گردد:

v    - نظارت (ترموستات و حلقه‌های بازخوردی)

v    - پیوندهای سخت و سست در سیستم‌های سایبرنتیک

v    - سیستم تقسیم‌شده و سلسله مراتبی

v    - تصمیم‌گیری

v    - حلقه‌های تعاملی در سیستم‌های سایبرنتیک

v    - رهبری موثر در سیستم‌های سایبرنتیک

 

منابع:

بیرن بائوم، رابرت (1382) دانشگاه‌ها چگونه کار می‌کنند: سازمان علمی و رهبری آن از منظر سایبرنتیک، ترجمه: حمیدرضا آراسته، تهران: موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی.

حمیدی‌زاده، محمدرضا (1379) پویایی‌های سیستم، تهران: مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ اول.

زراء نژاد، منصور و تیموری اصل، یاسر (1390) بررسی نوسانات بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از سیستم‌های آشوب‌ناک، دوفصلنامه اقتصاد پولی، مالی؛ 1(1): 16-1.

هچ، ماری جو (1387) تئوری سازمان (مدرن، نمادین- تفسیری و پست‌مدرن)، ترجمه حسن دانایی‌فرد، تهران: نشر افکار.